وبلاگ

بازمعرفی”لشکر صلح” زندگی نامه داستانی امام حسن مجتبی (ع)

لشکر صلح

روایتی داستانی از زندگی امام حسن مجتبی(ع)

به گزارش مهرک، لشکرصلح روایتی داستانی از زندگی امام حسن مجتبی(ع) به قلم جعفر توزنده‌جانی است. این اثر سال گذشته هم‌زمان با خجسته میلاد کریم اهل بیت برای نوجوانان منتشر شده بود.
،
کتاب «لشکرصلح» از مجموعه قصه نیکان است که در دو بخش کوفه و مدینه نوشته شده است. کتاب با شهادت حضرت علی(ع) و آغاز امامتِ امام حسن (ع) شروع و به دیگر وقایع تاریخی پس از آن پرداخته شده است.
،
در قسمتی از کتاب اینگونه آمده است:
ابامحمد جلو خانه‌اش روی تشکچه‌ نشسته بود. آفتاب داشت به وسط آسمان می‌رسید و سایه‌ی دیوار بلند داشت کوتاه و کوتاه‌تر می‌شد. قبل از این‌که آفتاب بخواهد با زبانش تشکچه‌ی‌ انداخته‌شده روی زیلو را لیس بزند، ابامحمد، چشمش به سفیان ابی‌لیل افتاد. سفیان، سوار بر اسب، آهسته به سمت او می‌آمد. ابتدا تصور کرد که حتماً با او کاری دارد؛ اما هنگامی که متوجه شد سفیان غرق خودش است، دانست به اختیار خود به این سمت نیامده است. ابامحمد، از خشم و ناراحتی سفیان از خودش آگاه بود. سفیان، دو بار در مقابل مسجد کوفه در جلو جمع بدو پرخاش کرده و او را دشمن مؤمنین دانسته بود. همین که اسب نزدیک شد، ابامحمد گفت: «خوش آمدی، سفیان.».

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما ممکن است از این برچسب ها و خصوصیات HTML استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>