دو رکاب و چهارپا

دانلود قسمتی از کتاب دو رکاب و چهارپا به صورت الکترونیک :

دانلود pdf کتاب دور رکاب و چهارپا

18,000 تومان

درباره نویسنده

محمد حمزه‌زاده

برشی از کتاب دو رکاب و چهارپا :
پسرکی بود که می خواست خدا را ملاقات کند. او می دانست تا رسیدن به خدا باید راه دور و درازی را بپیماید . به همین دلیل چمدانی برداشت و درون آن را پر از ساندویچ و نوشابه کرد و بی آنکه به کسی چیزی بگوید سفر را شروع کرد. چند کوچه آن طرف تر به یک پارک رسید. پیرمردی را دید که در حال دانه دادن به پرندگان بود. پیش او رفت و روی نیمکت نشست . پیرمرد گرسنه به نظر می رسید.پسرک هم احساس گرسنگی می‌کرد . پس چمدانش را باز کرد و یک ساندویچ و یک نوشابه به پیرمرد تعارف کرد . پیرمرد غذا را گرفت و لبخندی به کودک زد . پسرک شاد شد و با هم شروع به خوردن کردند . آن ها تمام بعد از ظهر را به پرندگان غذا دادند و شادی کردند بی آنکه کلمه ای با هم حرف بزنند . وقتی هوا تاریک شد پسرک فهمید که باید به خانه باز گردد . چند قدمی دور نشده بود که برگشت و خود را در آغوش پیرمرد انداخت . پیرمرد با محبت او را بوسید و  لبخندی به او هدیه داد . وقتی پسرک به خانه برگشت مادرش با نگرانی از او پرسید : تا این وقت شب کجا بودی ؟ پسرک در حالی که خیلی خوشحال به نظر می رسید . جواب داد : پیش خدا ! پیرمرد هم به خانه اش رفت . همسر پیرش با تعجب پرسید : چرا این قدر خوشحالی ؟ پیرمرد جواب داد : امروز بهترین روز عمرم بود . من امروز در پارک با خدا غذا خوردم.
این کتاب توسط انتشارات مهرک منتشرد شده است

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دو رکاب و چهارپا”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *