ببارد باران نبارد باران

این کتاب در قالب داستانی نیمه آهنگین، می کوشد به زبانی ساده و در شکلی ملموس، علت عدم استجابت بعضی دعاها را برای مخاطبان کم سن و سال خود آشکار کند.

قهرمان این داستان کودکانه، گنجشک مادری است که یک روز صبح زود، وقتی برای پیداکردن غذا برای جوجه هایش، لانه خود را ترک می کند، و در مسیرش به انسان های مختلفی برمی خورد که به اقتضای کار و شرایط آن روزشان، برخی از خدا می خواهند که باران ببارد و بعضی به عکس، خواسته شان این است که آن روز هوا آفتابی باشد….

دانلود قسمتی از کتاب به صورت الکترونیک :

دانلود pdf ببارد باران نبارد باران

7,000 تومان

درباره نویسنده

محمدرضا سرشار

محمدرضا سرشار

محمدرضا سرشار مشهور به رضا رهگذر سال 1332 در کازرون متولد شد. وی در سال 1350، با رتبه اول، دیپلم فنی و در سال 1351، دیپلم ریاضی گرفت. پس از طی دوران سربازی، به صورت سرباز معلم، در سال 1354، با قبولی در رشته مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران، به تهران آمد و از همان زمان تا کنون، ساکن این شهر است. نخستین آثار قلمی او در سال 1352، در یکی از مجلات هفتگی ادبی، و اولین کتابش در سال 1355 به چاپ رسید. در مجموع، چهار عنوان کتاب و چند داستان کوتاه از سرشار، در دوران پیش از انقلاب منتشر شد. در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، 85 عنوان کتاب دیگر از وی، در قالب داستان، پژوهش، نقد و مباحث نظری ادبی، به شکل تالیف یا ترجمه، برای کودکان و نوجوانان و بزرگسالان منتشر شد. علاوه بر آن، 12 عنوان کتاب نیز به صورت گردآوری و ویرایش غلیظ از او انتشار یافته که در مجموع، شمارگانی بالغ بر سه و نیم میلیون نسخه را به خود اختصاص داده است. آثار او تاکنون، دست کم 26 جایزه را در سطح کشور به خود اختصاص داده وبرخی از آنها، در داخل و خارج کشور، به زبانهای انگلیسی و اردو، ترجمه شده است. نشریه بین المللی «who is who»، در سال 1373، نام وی را به عنوان یکی از مشاهیر فرهنگ ایران به ثبت رساند. افزون بر این آثار، از سرشار دهها مقاله، نقد و مصاحبه های تخصصی، در مطبوعات مختلف کشور به چاپ رسیده که هنوز مجالی برای تدوین آنها به صورت کتاب به دست نیاورده، اما 4 عنوان کتاب جدید او، در دست چاپ است. فعالیتهای فرهنگی او شامل:سردبیر مجله رشد دانش آموز ، عضو هیأت داوران ششمین جشنواره تأتر فجر ، مدرس ادبیات کودکان در دانشسرای تربیت معلم ، استاد دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران ، عضو شورای داوران انتخاب کتاب سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، عضو شورای نظارت بر کتاب های کودکان و نوجوانان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، قصه گوی ظهر جمعه ، دبیر چهارمین جشنواره کتاب کودک و نوجوان کانون پرورش فکری ، سردبیر گاهنامه قلمرو تا شماره ٦ ، سردبیر نشریه تخصصی دو فصلنامه گویش ، سردبیر مجله سوره نوجوانان ، عضو شورای سردبیری مجله ادبیات داستانی ، مسؤول شورای نقد وبررسی واحد رمان بنیاد جانبازان میباشد.

صبح یک روزِ بهاری بود. جیکی شاد و خوشحال از لانه اش بیرون پرید. به زبان گنجشک ها «بسم الله »ی گفت و شروع به پرواز کرد. تا جوجه هایشان از خواب بیدار نشده بودند بایستی برای آنها غذایی پیدا میکرد. دشتْ ساکت و آرام بود. جز صدای پرنده های سحرخیزْ صدایی به گوش نمی رسید. ولی خوب که گوش می سِپُرد صداهایی دیگر را هم می‌توانست بشنود: صدایِ حرکتِ نرمِ نسیم، و یک صدایِ نامعلومِ دیگر از دور دستها. آسمانِ بالای سرِ جیکی صاف بود. اما طرفِ مغرب، یک دسته ابر، آسمان را سیاه کرده بود .

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ببارد باران نبارد باران”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *