وبلاگ

مهرک “قطار و مادربزرگ” را آورد

«قطار و مادربزرگ»ترجمه «کمال بهروز‌کیا» با ظاهری تازه برای دومین بار منتشر شد.

به گزارش پایگاه خبری مهرک ، «کمال بهروزکیا» کارشناس زبان و ادبیات آلمانی،چند سال پیش کتاب‌ «قطار و مادربزرگ» که از کتاب‌های برگزیده‌ی ادبیات نوجوان آلمان است را ترجمه کرده بود. این کتاب به‌تازگی با ویرایش و شکل و شمایل جدید توسط انتشارات سوره‌ی مهر با نشان مهرک، بازچاپ شده‌ است.
«قطار و مادربزرگ» داستان «یولی»، پسری است که به دلیل گرفتاری کاری پدر و مادرش به تنهایی با قطار به دیدن خاله و دخترخاله‌اش در شهر دیگری می‌رود.
یولی دوست دارد در قطار با خانواده‌ای همسفر شود که کودک هم‌سن او داشته باشند تا در طول راه با او بازی کند.

اما در کوپه‌ای که یک پیرزن مسافر آن است جا پیدا می‌کند و این موضوع باعث ناراحتی یولی می‌شود، اما حادثه‌ی گم شدن بلیت یولی و پیدا شدن آن به کمک پیرزن، سردی و سکوت رابطه‌ی آن دو را می‌شکند.

پیرزن که خود را خانم بروکنر معرفی می‌کند از یولی می‌خواهد او را مادربزرگ صدا بزند.

پیرزن شیرینی بزرگی به یولی می‌دهد و با افتخار می‌گوید: خودم پخته‌ام. اسم من بروکنر است؛ خانم بروکنر.

می‌توانی «تو» خطاب کنی. فکر کن که مادربزرگت هستم.

یولی شروع به حرف زدن می‌کند و می‌گوید: «خانم بروکنر، تو هم….»، حس می‌کند «خانم» با «تو» جور در نمی‌آید و خنده‌دار به نظر می‌رسد برای همین حرف خود را ناتمام می‌گذارد.
خانم بروکنر متوجه می‌شود و می‌گوید: «بهتر است به من مادر بزرگ بگویی، راحت‌تر است.»

مادربزرگ در طول سفر 2 ساعته‌شان با یادآوری خاطرات دوران کودکی و شیطنت‌های کودکان خود و خواندن شعر و طرح بازی و معما تصورات یولی از هم‌سفر شدن با یک پیرزن را عوض می‌کند.
«قطار و مادربزرگ» را «پاول مار» نوشته است.
یکی دیگر از ترجمه‌های بهروزکیا از ادبیات آلمانی برای نوجوانان «اُلی و اُکان» اثر «هربرت گونتر» است که این کتاب نیز در انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است
.

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما ممکن است از این برچسب ها و خصوصیات HTML استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>