وبلاگ

داستانی از نمکی و مار عینکی برای نوجوانان

حسن‌زاده داستان نوجوان «نمکی و مار عینکی» را بر اساس یک افسانه خودساخته برای نوجوانان خلق کرده است. این رمان داستان پسرکی به نام نمکی است که در کشور خیالی آفتاب و مهتاب، همراه با پهلوان تیمور نمایش مارگیری می‌دهد.

به گزارش پایگاه خبری مهرک ، «نمکی» در این اثر با کمک مارعینکی به دنبال هفت دزد یاقوت‌های پادشاه می‌رود.

ادبیاتی مبتنی بر تخیل و خیال‌ورزی سیّال و کاربرد قصه در قصه، ساختاری است که نویسنده در این اثر استفاده کرده و به نحو زیبایی در داستان نشسته است. فرهاد حسن‌زاده در نگارش این قصه گاه از طنز ملیحی نیز استفاده کرده و کتاب درست مانند دیگر آثار او، دارای نگاه اجتماعی و انتقادی به مسایل روز است و همین‌ها داستان را برای نوجوانان آموزنده‌تر کرده است.

در قسمتی از کتاب اینگونه آمده است: از کتاب:مار عینکی بالا و بالاتر می‌آمد و لحظه به لحظه درشت‌تر و درازتر می‌شد و مردم با تعجب به هم می‌گفتند ماری به این بزرگی چه‌طور در صندوقی به آن کوچکی جاگرفته؟ پولک‌های بدن عینکی زیر نور آفتاب می‌درخشید و برق می‌زد و هر لحظه رنگی از هفت رنگ رنگین‌کمان به خود می‌گرفت. آهنگ تنبک عوض شد، و با ضرب جدید، نمکی با دست‌هایش عینکی را به سوی خودش دعوت کرد. مار پیچ و تابی خورد و به سویش رفت. صفحه 15
 

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما ممکن است از این برچسب ها و خصوصیات HTML استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>